خواجه نصير الدين الطوسي

174

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

فصل در معرفت حجر اثمد و خواصّ آن « 1 » اثمد سنگ « 2 » سرمه است « 3 » ، معروف و مشهور . و او سنگى است سياه برّاق غير شفّاف ، بغايت ثقيل ، و لون او چون لون آهن . ( و ) معدن او در اكثر مواضع باشد « 4 » . و بهترين آن اصفهانى بود . و با وى سنگى ( سفيد ) غريب آميخته باشد . و تو بر تو بود « 5 » . و اگر حجر اثمد را بر نقرهء گداخته اندازند . نقره را شكن‌دار كند و به هيچ « 6 » حال خايسك قبول نكند . تا باز در كاه بنهند « 7 » . خاصّيّت او آنست كه چشم را بغايت نافع بود . و نور بصر را جمع كند ، و تقويت اعصاب چشم « 8 » كند . و آفتهائى كه « 9 » به چشم رسيده باشد ، بسبب رمد آن را « 10 » دفع كند . و چشم پيران را كه بسبب كبر سن ضعفى « 11 » پذيرفته باشد ، و كلالتى « 12 » به دو راه يافته « 13 » ، كحل اثمد بغايت نافع بود . چون قدرى مشك با آن بياميزند . و اگر [ حجر ] اثمد را مصوّل كنند ، و با شراب به كسى دهند ،

--> ( 1 ) - ع : در صفت انواع شادنج و خاصيت آن - ن ، ج : در معرفت حجر اثمد و خواص او ( 2 ) - ع : يعنى اثمد و آن سنگ ( 3 ) - ب ، م ، سرمه‌ايست ( 4 ) - كلمهء ( باشد ) در - ن ، ج ، م - نيست ( 5 ) - ج ، ن ، م ، ب : و توتو باشد ( 6 ) - ع : شكن آن نقره ببرد و هيچ ( 7 ) - ع : ننهند - ب : و چون در كاه نهند ( 8 ) - ب : چشم را ( 9 ) - م ، ن ، ج : و آفتها كه ( 10 ) - ع : بسبب دندان ؟ ( 11 ) - ب : ضعيفى ( 12 ) - ع : و كلالت ( 13 ) - ب : رسيده باشد .